آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - كاستى ها و ناراستى ها در طبقات مفسّران شيعه - قاسمى رحيم
كاستى ها و ناراستى ها در طبقات مفسّران شيعه
قاسمى رحيم
طبقات مفسّران, عقيقى بخشايشى, قم, دفتر نشر نويد, ٥ ج, وزيرى.
از افتخارات مذهب تشيع رابطه نزديك با اهل بيت پيامبر(ص) و اقتياس از درياى بى پايان علوم الهى آن بزرگواران است و از آن جا كه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در كنار قرآن كريم, دو يادگار جاودان پيامبر اكرم مى باشند, شيعيان غنى ترين منبع را براى تفسير كتاب اللّه در اختيار دارند. به همين جهت نيز تاريخ تفسير در ميان شيعيان تاريخى اصيل و پيشينه مند مى باشد.
در سال هاى اخير و با افزايش چشمگير توجه به قرآن كريم و تفسير آن, بحث تاريخ تفسير و مفسران نيز مطرح گشته و پژوهش هايى در اين زمينه انجام پذيرفته است.
آثار قلمى محققان ارجمندى چون استاد محمّدعلى مهدوى راد, سيّد محمّدعلى ايازى, عبدالحسين صالحى شهيدى, دكتر سيّد محمّدباقر حجتى و استاد محمّدحسن بكايى در اين ميان از درخشش خاصى برخوردار است.
كتاب طبقات مفسران شيعه نيز در همين موضوع نگارش يافته و راهى بازار كتاب گشته است.
نويسنده اين مقال پس از مطالعه آن و برخورد با اشتباهات فراوان آن تصميم گرفت كه جهت روشن شدن اذهان علاقه مندان به اين گونه مباحث مطالبى را تقديم نمايد. به باور نگارنده, اين كتاب نمونه اى آشكار از اوج ابتذال علمى در زمان حاضر است.
مؤلف براى كتاب خود چندين امتياز شمرده است; بدين قرار:
١. در ص٤٥٥ جلد پنجم مى نويسد: (شكر خدا را كه سيرى كوتاه در طبقات مفسران شيعه در پنج جلد در طول پنج سال با معرفى دو هزار مفسر شيعه در اين جا به پايان مى رسد….
نخستين مزيت اين كتاب آن است كه دو هزار كتاب تفسير و ترجمه را همراه با سبك تفسيرى آنها از لابه لاى كتاب ها و قفسه هاى كتابخانه ها و احياناً موزه ها بيرون كشيده….
٢. تراجم رجال و آشنايى با اعيان تفسيرى و تاريخى بيش از دو هزار نفر از رجال علمى و تفسيرى شيعه را در ضمن تحقيق و بررسى با مراجعه به منابع اصلى به صورت دقيق مشخص ساخت و از اين نظر خود به صورت يك دائرةالمعارف رجالى شيعه درآمد.)
نگارنده به ده اشكال اساسى در اين تأليف اشاره مى كند:
١. برخلاف ادعاى مؤلف نه ٢٠٠٠ تفسير در كتاب معرفى شده است و نه ٢٠٠٠ مفسر;
٢. شرح حال بسيارى از مفسران و شخصيت هاى ياد شده در كتاب, مفقود است;
٣. ذكر كتب غير تفسيرى به عنوان كتب تفسير و علوم قرآنى, در اين تأليف بسيار است;
٤. بيش از ٤٥٠ مورد, تكرار عنوان تفسير دارد;
٥. اشتباهات رجالى و كتابشناسى در آن فراوان است;
٦. ذكر شخصيت هاى غيرتفسيرى در شمار مفسران به چشم مى خورد;
٧. ذكر شخصيت هاى اهل سنت در عداد مفسران شيعه;
٨. ذكر مطالب غيرضرورى و بى ارتباط با موضوع كتاب;
٩. نثر بسيار سست و غيرادبى;
١٠. اغلاط چاپى فراوان.
يك:
متأسفانه برخلاف ادعاهاى مؤلف تعداد كتب و مفسران و مترجمان و عالمان قرآنى ذكر شده در كتاب بسيار كمتر از رقم ادعا شده (٢٠٠٠) است.
شماره هاى ذكر شده در كتاب كه به بيش از ٢٠٠٠ مورد مى رسند, قاعدتاً بايد مربوط به كتب تفسير باشد نه مربوط به اشخاص كه در اين صورت ٢٠٠٠ كتاب ذكر شده است. در جلد٥ از شماره ١٠٩٩ تا ١١٥١ در كنار شماره ها, به جاى نام كتاب, نام اشخاص ذكر شده است و مؤلف خواسته است كه بعد از ذكر تفسير مرحومه خانم امين, مفسران ديگرى را نيز از طائفه نسوان معرفى نمايد و البته از ٥٠ شماره بسيارى از آنها صاحب تفسير و اثر قرآنى نيستند و اصلاً معلوم نيست با چه ملاكى در طبقه مفسران جاى گرفته اند.
افزون بر آن با كمال تعجب, بسيارى از كتاب هاى معرفى شده در طى شماره هاى مكرر ذكر شده اند و در نتيجه رقم ادعا شده (٢٠٠٠) به شدت كاهش مى يابد.
تعداد مفسران و اشخاص نيز به مراتب كمتر از تعداد تفاسير است; چرا كه از برخى مفسران و عالمان بين دو تا ده كتاب معرفى شده است و شماره ها نيز مربوط به كتاب ها مى باشد. علاوه بر اين كه تعداد زيادى از كتاب ها هم مكرر شماره شده اند كه در مورد سوم به آن خواهيم پرداخت.
دو:
ادعاى اين كه كتاب طبقات مفسران, شرح حال ٢٠٠٠ مفسر را با مراجعه به منابع اصلى و به صورت دقيق مشخص ساخته و دائرةالمعارف رجال شيعه مى باشد, مضحك ترين ادعاى مؤلف است و شناخت ايشان از بسيارى از اعيان تفسيرى ذكر شده در كتاب در حدّ صفر است و راز تكرار شماره ها هم عمدتاً در اين است كه مؤلف آشنايى با رجال ياد شده ندارد.
شخصيت هاى معروف و بزرگى چون محسن بن محمّد رفيع گيلانى (با داشتن بيش از ٣٠٠ جلد كتاب و رساله) ملا مقيماى مازندرانى, مولى محمّدتقى هروى حائرى, مولى محمّدحسن شريعتمدار استرآبادى و… تنها با عبارت (يكى از اعيان تفسيرى) آن هم در چندين جا و به صورت تكرارى معرفى شده اند. با اين كه شرح حال مفصل هركدام از آنها در كتب رجالى چون مكارم الآثار و تذكرةالقبور و طبقات اعلام الشيعه و… آمده است.
يكى از مواردى كه نشان گر بى اطلاعى مؤلف از احوال علما مى باشد, ذكر تاريخ هاى متفاوت وفات براى بزرگان است; به عنوان مثال:
١. تاريخ وفات مرحوم شيخ حسن جابرى انصارى به اين شرح ذكر شده است:
شماره ٩٢٥ (م١٣٧٦); شماره ٨٠٣ (م١٣٣٥); و شماره ٧٨٤ (م١٣٢٧).
٢. تاريخ وفات مرحوم شيخ محمّد اشرف جبل عاملى به اين شرح:
شماره ١١٩٢ (م١٤٠٩); شماره ٨٨٨ (زنده در ١٣٦٨); شماره ٤٦١ (م١١٣٥) كه صحيح همان سال ١١٣٥ مى باشد و سال ١٣٦٨ سال چاپ تفسير و سال ١٤٠٩ هم سال وفات مرحوم آيت اللّه شيخ عبدالجواد جبل عاملى است.
٣. تاريخ وفات مرحوم فاضل جواد كاظمى مؤلف مسالك الافهام به اين شرح آمده است:
شماره ٣٠٣ (م١٠٢٩); و شماره ٣٣٦ (م١٠٦٥).
٤. تاريخ وفات مرحوم ميرزا محمّد استرآبادى مؤلف آيات الاحكام چنين آمده است:
شماره ٣٠٠ (م١٠٢٦); و شماره ٥٣٨ (م١٢٤٠).
٥. تاريخ وفات مرحوم سيّد ابراهيم نقوى هندى مؤلف البضاعة المضجاة:
شماره ٥٧١ (م١٢٥٩); و شماره ٧٢٤ (م١٣٠٧)
٦. تاريخ وفات مرحوم شيخ محسن بن محمّد رفيع رشتى, مؤلف مستطرفات المقال:
شماره ٦٠٤ (م حدود ١٢٧٤); و شماره ١٠٣٨ (بعد از ١٣٩١).
شماره ٦٥٣ (زنده در ١٢٩٠); و شماره ٦٩٠ (زنده در ١٣٠٠) و شماره ٩٠٣ (زنده در ١٣٧٠)
٧. تاريخ وفات مرحوم مولوى غلامعلى بهاونگرى هندى:
شماره ٨٣٨ (م١٣٤٥) و شماره ٨٨٥ (م١٣٦٧)
٨. دو تاريخ وفات براى شيخ اسماعيل ارموى تبريزى به اين شرح:
شماره ٩٣٨ (م١٣٨٠) و شماره ١٨٣٧ (م١٢٩٥)
٩. دو تاريخ وفات براى مرحوم شيخ محمّد بن سليمان تنكابنى مؤلف توشيح التفسير:
شماره ٧٠٥ (م١٣٠٢) و شماره ٧٧٤ (م١٣٢٤)
١٠. سه تاريخ وفات براى مرحوم سيّد صبغةالله كشفى مؤلف بصائر الايمان.
شماره ٥٩٥ (م١٢٧٠) شماره ٦٢٧ (م١٢٨٥) شماره ١٩٧٨ (م١٢٦٧)
١١. دو تاريخ وفات براى مرحوم سيّد محمّد صادق خوانسارى مؤلف ضياء التفاسير:
شماره ٦٧٣ (م١٢٩٨) و شماره ٧٩٩ (م١٣٣٣)
١٢. دو تاريخ وفات براى مرحوم سيّد محمّد رضوى مؤلف كشف التنزيل:
شماره ٤٨٠ (زنده در ١١٧٣) و شماره ٧٣٣ (م١٣١٠)
١٣. ميرزا ابوتراب شهيدى قزوينى مؤلف تفسير آيه نور:
شماره ٨٠٥ (م ١٣٣٥) و شماره ٩٢٤ (م١٣٧٥)
١٤. شاه ولى الله دهلوى مؤلف فتح الرحمن:
شماره ٤٨٤ (م ١١٧٦) و شماره ٦٦٥ (يكى از اعيان تفسيرى قرن سيزدهم)
١٥. مرحوم سيّد ابوتراب خوانسارى مؤلف لب اللباب:
شماره ٨٠٨ (م ١٣٣٦) و شماره ٨٤٠ (م١٣٤٦)
١٦. مرحوم عبدالعلى حويزى:
شماره ٣٤٩ (م ١٠٧٥) و شماره ١٩٠٨ (م١٠٥٣)
١٧. مرحوم محمّدباقر سيرجانى كرمانى مؤلف جواهرالايمان:
شماره ٧٥٧ (م ١٣١٩) و شماره ٧٨٠ (زنده در ١٣٢٦)
١٨. شيخ سليمان كاشانى:
شماره ٨٤٥ (زنده در ١٣٥٠) و شماره ١٠٣٦ (اوايل قرن١٥)
١٩. ميرزا طاهر بصيرالملك:
شماره ٦٨١ (م ١٢٩٩) و شماره ١٣٥٢ (قرن١٤)
٢٠. شاه طاهر حسينى كاشانى:
شماره ٢٨٠ (م ٩٥٦) و شماره ١٩٠٣ (م ١٠٦٧)
٢١. مولى على رضا اردكانى شيرازى (تجلّى):
شماره ٣٦٧ (م ١٠٨٥) و شماره ١٤١٨ (قرن١٣)
٢٢. سيّد رضى الدين موسوى شيرازى صاحب تفسير نورالانوار:
شماره ٤٠٩ (زنده در ١١٠٧) و شماره ٥٠٣ (اوايل قرن١٣)
در شماره اول, وى را حسينى نجفى ذكر كرده كه اشتباه است. وى از عرفاى گمنام اصفهان است كه در تخت فولاد اصفهان مدفون است. سال وفات وى ١١١٣ مى باشد. (ر.ك: تذكرةالقبور)
٢٣. سيّد عليرضا ريحان يزدى:
شماره ١١٥٧ (م ١٤٠٤) و شماره ١٩٥٥ (م١٣٨٧)
سه:
در جلد پنجم از ص٤٠٠ تا ٤٢٥ تعداد ٢٢٦ كتاب تحت عنوان تفاسير تاريخى و بيانگر قصص انبيا ذكر شده است كه اكثر آنها كتب تاريخى و داستان است و نبايد در طبقات مفسران ذكر شوند; مضافاً بر اين كه تعدادى از آنها در قسمت هاى ديگر كتاب تكرار شده است و نيز برخلاف ادعاى مؤلف هيچ شرح حالى از اين ٢٢٦ مؤلف در اين دايرةالمعارف رجال شيعه! به چشم نمى خورد.
عناوين برخى كتب مزبور كه به عنوان كتب تفسير و علوم قرآنى ذكر شده و مؤلفان آنها هم از مفسران شيعه قلمداد شده اند, به اين شرح است:
١٧٠٢. ستارى, مؤلف درد عشق زليخا.
١٦٢٨. برانق, محمّد احمد, زمزم و يازده داستان ديگر.
١٦٨١. رضازاده شفق, دكتر رضا, ترجمه افصح الاحوال تأليف هرمان آته از مجموعه تاريخ ادبيات فارسى.
١٦٣٣. بهار (ملك الشعرا), محمدتقى, بانى چاپ مجمل التواريخ و القصص.
١٦٠٥. ابرو, حافظ مؤلف مجمع التواريخ.
١٦٧٠. خوافى, فصيح احمد مؤلف مجمل فصيحى.
١٦٧١. خواند مير, غياث الدين بن همام الدين مؤلف خلاصة الاخبار.
١٧٠٨. شبان كاره اى, محمّد بن على, مؤلف مجمع الانساب.
١٧٧٠. قمى, شيخ عباس, محدث مؤلف زندگى رهبران اسلام (ترجمه الانوار البهيّه).
١٧٩٩. مستوفى, حمداللّه, مؤلف تاريخ گزيده.
١٧٩٧. مسعودى, مؤلف مروج الذهب.
١٨١٤. عبدى بگ, تكملة الاخبار.
١٨١٧. واحد فرهنگى مدرسه علوم دينيه ولى عصر(عج), تهران, مسجد حضرت حمزه, كشتى نوح در ٤٨ص.
١٧٢١. همدانى, رشيدالدين فضل الله وزير همدانى, مؤلف جوامع التواريخ.
١٦٣٧. بهبهانى كرمانشاهى, آقا محمّدجعفر بن آقا محمّدعلى, مؤلف التذكرة فى شرح التبصره (علامه حلى در فقه)
١٧٤٦. فاضل, جواد, پيامبران.
١٦٠٢. آملى, نفايس الفنون.
١٧٥٦ـ١٧٦٨. قصص قرآن, بى نام مؤلف.
جالب تر اين كه كتب زير هم جزء تفاسير تاريخى ذكر شده اند:
تأثير قرآن بر نظم فارسى; درس هايى از قرآن, محسن قرائتى; قاموس قرآن, قرشى; علم پيامبر و امام در قرآن; خورشيد تابان در علم قرآن; برگزيده متون تفسيرى, تصوير فنى يا نمايش هنرى در قرآن.
علاوه بر ٢٢٦ كتاب مزبور, به اسامى زيادى برمى خوريم كه بى جهت در شمار كتب تفسيرى ذكر شده اند; به عنوان مثال:
٧٦٣. تحرير العقلاء, شيخ هادى نجم آبادى.
٧١٦. استقصاء الافحام, ميرحامد حسين (كلام).
٨٧٧. ابواب الهدى, ميرزا مهدى اصفهانى.
٩٩٣. ميزان المطالب, ميرزا جواد تهرانى (كلام).
١١٠٥. چهل حديث امين, بانو افتخار امين.
١١٢١. ترجمه اربعين هاشميه.
١١٢٢. نمونه تعاليم جاودان اسلام, سكينه سلطان احمدى.
١١٢٨. گلواژه آفرينش, عذرا انصارى.
١١٣٥. سيرى در دعاى مكارم الاخلاق, فاطمه طاهايى.
١١٣٦. توحيد در نهج البلاغه, فاطمه بيگم آرخ.
١١٣٨. الاربعون روايه, فيروزه مظفر.
١١٤٢. بررسى املايى و دستنويسى از تفسير سورآبادى, كبرى شيروانى.
١١٤٩. صد و چهل سخن از چهارده معصوم, نجمه زمانى.
١١١٦. مقام علمى حضرت فاطمه(س), زهرا گواهى.
٩١٨. آيات بينات, شيخ محمّدحسين كاشف الغطاء (كلام).
١٩٣٦. مصباح النجاة فى اسرار الصلوة, عبدالحسين تهرانى.
٧٤٣. آيات بينات, سيد محمّدحسين شهرستانى (كلام).
٨١٦. حدائق العارفين, ميرزا فضلعلى تبريزى (حديث).
١١٤٨. بهار تجويد, ناهيد شهريارى.
١١٤١. خودآموز و روش تدريس قرآن مجيد, كوكب پور رنجبر.
گويا مؤلف قصد آوردن كتب تجويد را در رديف كتب تفسير نداشته اند و الاّ كتب تجويدى فراوانى براى ذكر كردن وجود داشت, كه در اين صورت ذكر اين دو جزوه نيز بى مورد است.
١١٥٥. قرآن در آينه انديشه ها, سلسله مقالات دومين كنفرانس انديشه اسلامى.
اگر اين نمونه مجموعه مقالات جزء كتب تفسير محسوب شود, ده ها مورد ديگر از جمله شش مجموعه مقالات دارالقرآن الكريم قم نيز بايد ذكر شود والاّ ذكر اين يك مورد هم بى وجه است.
١٥٤٥. نزهة الخاطر و سرور الناظر و تحفةالحاضر و متاع المسافر, طريحى (كشكول).
١٨٤١. التفسيرات الاحمديه فى بيان احكام الشريعه, احمد بن سعيد ملاّ جيحون با حواشى ملارحيم بخش (فقه).
چهار. عدم شناخت مؤلف از رجال شيعه و شتابزدگى در نگارش كتاب كه غالباً به صورت رونويسى از كتب ديگر انجام گرفته است, باعث شده كه بيش از ٤٥٠ مورد از عناوين تكرار شود و علاوه بر حجيم كردن كتاب, رقمى غير واقعى از كتب تفسيرى شيعه به دست دهد كه خود موجب سوءظن و بدنام كردن افتخارات شيعه است:
١. ترجمه تفسير البرهان, محمّدكاظم تبريزى, ٤ شماره (١٣٣٤ـ ١٤١٥ـ ١٤٢٧ـ ١٤٤١).
٢. جواهرالايمان, محمّدباقر سيرجانى, ٤ شماره (٧٥٧ـ ٧٨٠ـ ١٣٥٠ـ ١٤٠٨).
٣. ترجمان القرآن, مير سيّد شريف, ٤ شماره (٨١٦ ـ ١٣١٨ـ ١٣٧٦ـ ١٥٠٥).
٤. مستطرفات المقال, شيخ محسن رشتى, ٣ شماره (٦٠٤ ـ ٦٩١ ـ ١٠٣٨).
٥. احسن القصص, تاج العلماء هندى, ٣ شماره (٧٣٧ـ ١٨١٣ـ ١٩٩٥).
٦. كشف الحقايق, صادق نوبرى, ٣ شماره (٧٧٠ـ ١٣٨١ـ ١٧٢١).
٧. ترجمه اصفى, سيّد مظاهر حسن هندى, ٣ شماره (١٣٣٣ـ ١٤٠٧ـ ١٤١٤).
٨. تفسير آيه نور, بانور.ى, ٣ شماره (٨٧٩ـ ١١١٥ـ ١١٦٤).
٩. ترجمه ميرزا طاهر بصيرالملك, ٣ شماره (٦٨١ ـ ١٤١٩ـ ١٣٥٢).
١٠. الجمان الحسان, دهسرخى, ٣ شماره (٩٢٩ـ ١٠٩٦ـ ١٨٧٦).
١١. مفصل البيان, تهرانى, ٣ شماره (٦٦٢ ـ ٦٩٣ ـ ١٣٤٣).
١٢. ضياء التفاسير, خوانسارى, ٣ شماره (٦٦٤ ـ ٦٧٣ ـ ٧٩٩).
١٣. ترجمه و تفسير الهى قمشه اى, ٣ شماره (١٠٠١ـ ١٣٥١ـ ١٤٣٤).
١٤. ترجمه و تفسير, عبدالحسين آيتى, ٣ شماره (٧٧٩ـ ١٣٥٣ـ ١٤٣٢).
١٥.الدّر النظيم, محمدرضا كوثر على شاه همدانى, ٣ شماره (٥٥٠ ـ ١٦٠٠ـ ١٩٧٩).
١٦. ترجمان القرآن, هاشمى, ٣ شماره (١٣٢٥ـ ١٤٠٩ـ ١٥٩٦).
١٧. غرّة المتقين, جبل عاملى, ٣ شماره (٨٨٨ ـ ٤٦١ـ ١١٩٢). نام صحيح آن عروةالمتقين است.
١٨. ايناس سلطان المؤمنين, عاملى, ٣ شماره (٤٣٣ـ ٤٦٤ـ ١٨٦٣).
١٩. ترجمه آقاجمال خوانسارى, ٣ شماره (٤٤٥ـ ١٤٦٦ـ ١٥١٠).
٢٠. تحفة الخاقان, نواب لاهيجى, ٣ شماره (٥٣٥ ـ ١١٠٣ـ ١٧٨٢).
٢١. لب اللباب خوانسارى, ٣ شماره (٨٠٨ ـ ٨٤٠ ـ ١٨٧٤).
٢٢. تفسير غروى گلپايگانى, ٣ شماره (٩٠٨ الى ٩١٢ـ ٩٠٤ـ ١٩٧١).
٢٣. ترجمه و تفسير, ياسرى تهرانى, ٣ شماره (٨٥٠ ـ ١٣٨٠ـ ١٤٨٠).
٢٤. تفسير آيات الولايه, ذهبى, ٣ شماره (٦٣٠ ـ ٦٨٥ ـ ١٠٣٠).
٢٥. قاموس قرآن, قرشى, ٣ شماره (١١٧٢ـ ١٥٦١ـ ١٧٥٥).
٢٦. آيات احكام, استرآبادى, ٢ شماره (٣٠٠ـ ٥٣٨).
٢٧. تحصيل الاطمينان, ٢ شماره (٤٦٩ـ ١٨٧٠).
٢٨. صوافى الصافى, ٢ شماره (٣٢٦ـ٤٦٦).
٢٩. سفينة النجاة ملا مقيما (٦٠٨ ـ ١٠٣٥).
٣٠. سرّالخطاب (٥٧٤ ـ ١٠٣٣).
٣١. هداية الاقران (١٠٠٢ـ١٢٧٤).
٣٢. نور الانوار (٦٥٤ ـ ٦٦٠).
٣٣. آيات الاحكام, هريسى (١٢٢٦ـ١٨٨٠).
٣٤. شناخت سوره هاى قرآن, هرسى (١٢٢٥ـ١٥٩٩).
٣٥.اضواء على متشابهات القرآن (١١٥٨ـ٢٠٠٦).
٣٦. معانى القرآن, بهبودى (١٢٠٩ـ١٣٩٢).
٣٧. آيات الاحكام, قاينى (٨٤٨ ـ ١٨٦٨).
٣٨. خلاصة البيان, نجف آبادى (٨١٧ ـ١٠٠٧).
٣٩. آيات احكام, فشندى (٨١٢ ـ١٨٦٦).
٤٠. ترجمه قرآن, آيت اللّه مكارم (١٣٦١ـ١٤٧٠).
٤١. آيات احكام, يزدى (٩٨٤ـ١٨٨١).
٤٢. ترجمه قرآن, بى آزار شيرازى (١٢٤٤ـ١٣٩٨).
٤٣. انسان در پويه تاريخ (١١٨٦ـ١٣٨٩).
٤٤. مسالك الافهام, كاظمى (٣٠٣ـ٣٣٦).
٤٥. نثر اللئالى, اردكانى (٦٠١ ـ ١٤٨٥).
٤٦. قاموس قرآن يا الوجوه و النظاير (١١٥١ـ١١٥٢).
٤٧. سرّ اكبر, نقوى (٦١٥ ـ٦٢٩).
٤٨.تفسير آسان, نجفى (١٠٣٣ـ١٩٩٢).
٤٩. ترجمه و تفسير راهنما (٩٤٢ـ١٣٦٢).
٥٠. ترجمه و تفسير عمادزاده (١١٩٩ـ١٣٥٩).
٥١. الدرّ النظيم, قمى (٨٦٦ ـ ١٥٧٨).
٥٢.قلائد الدرر, جزائرى (٧٤١ـ١٨٤٠).
٥٣. التبيان, شهرستانى (٨٣٧ ـ ١٥٣٤).
٥٤. تفسير آيه نور, شهيدى (٨٠٥ ـ ٩٢٤).
٥٥. من هدى القرآن, مدرس (١١٦٣ـ١٩٨١).
٥٦. الفرقان, روحانى (١٠١٢ـ١٩٥٤).
٥٧. حسن يوسف (١٢٤٦ـ١٧٢٤).
٥٨. قصص, بلاغى (١٢٥٣ـ١٦٣٠).
٥٩. قصص, زاهدى (١٢٧٨ـ١٦٩٠).
٦٠. قصص, صفايى (١٢١٢ـ١٧٢٥).
٦١. قصص, محلاتى (١٦٨٠ـ١٠٩٠).
٦٢. قصص, عمادزاده (١٦١١ـ١٧٤١).
٦٣. قصص, غفارى (٩٧٠ـ١٧٤٣).
٦٤. قصص, بهاونگرى (٨٨٦ ـ١٦٣٤).
٦٥. ترجمه قرآن, مصباح زاده (١٣٥٧ـ١٤٦٨).
٦٦. كلمات القرآن (٧١٨ـ٦٦٩).
٦٧. فرهنگنامه قرآنى (١٥٩٩ـ١٦٠١).
٦٨. البيان, رشتى (٦٩٩ ـ ٩١٥).
٦٩. توشيح التفسير (٧٠٧ـ٧٧٤).
٧٠. تفسير, سيّد مهدى حلى (٦٨٩ ـ٧١٠).
٧١. تفسير سوره نور, صدوقى (٩٤٩ـ ١٩٩٨).
٧٢. تفسير عنكبوتيه (٩٤٨ـ١٩٩٩).
٧٣. ترجمه مفردات, خسروى (١٠٩٣ـ١٥٠٦).
٧٤. تفسير اثنى عشرى (٩٥٨ـ١٩٤٤).
٧٥. انوار التنزيل, رضوى (٨٥٤ ـ١٩٥٣).
٧٦. تفسير والعصر, محلاتى (٩٣٠ـ١٠٦٤).
٧٧. التحقيق, مصطفوى (١٠٤٤ـ ١٥٨٥).
٧٨. النور المبين, جزايرى (٤٢٤ـ١٦٥٤).
٧٩. قاموس القرآن (١٥٦١ـ ١٧٥٥).
٨٠.التبيان, عرب باغى (٨٩٦ ـ١٥٥١).
٨١.اللئالى الحسان, ناصرى (٩٤٠ـ١٩٩١).
٨٢.اسرار العشق, ناصر على شاه (٨٨٢ ـ ١٨١١).
٨٣. آيات احكام, ميرخانى (١٢٣٤ـ١٨٧٨).
٨٤. انوار البيان, بهاونگرى (١٣٤٥ـ١٣٦٧).
٨٥. غريب القرآن, خليلى (٨٥٧ ـ ١٥٠٧).
٨٦. لغات القرآن, خليلى (٨٥٦ ـ ١٥١٧).
٨٧. الفرقان, نقوى (٨٥١ ـ ١٩٩٤).
٨٨. كلام, قدوسى (٨٢٦ ـ ١٩٦٨).
٨٩. ترجمه, جلال الدين فارسى (١٣٩٦ـ١٤٥٩).
٩٠. ترجمه, فروزانفر (٩٨٦ـ١٤٦٠).
٩١. ترجمه, آقاهادى مترجم (٤٣٦ـ١٣٤٠).
٩٢. تفسير موضوعى, جوادى آملى (١٢٦٥ـ١٩٣٩).
٩٣. النقد الجميل, خالصى (٩٠٠ـ١٩٤٦).
٩٤. الاسرائيليات, مغنيه (١٠٧٠ـ١٨٠١).
٩٥. خلاصة البيان, هروى (٦٧٨ ـ ١٥٩٧).
٩٦. ترجمه جديد قرآن, دارالقرآن الكريم (١٤١٦ـ١٤٤٣).
٩٧. تفسير, بنت الهدى صدر (١٠٥٣ـ١١٠٤).
٩٨. درس هايى از قرآن (١٢٧١ـ١٧٥٤).
٩٩. غريب القرآن, طريحى (٣٦٥ـ١٥٤٣).
١٠٠. آيات احكام, شبسترى (١٠٦٠ـ١٨٥٩).
١٠١. تفسير ريحان (١١٥٧ـ ١٩٥٥).
١٠٢. تفسير, اويسى قزوينى (١٢١٠ـ١٩٢٦).
١٠٣. بدايع الكلام, ملكى (١٢١٧ـ١٨٧٣).
١٠٤. المصابيح الساطعه, شرفى (٣٦٦ـ٣٩٦).
١٠٥. كشف الغطاء (٦١٤ ـ ٦٢٨).
١٠٦. خلاصة الاخبار, تنكابنى (٦١٥ ـ ١٨٠٦).
١٠٧. القرآن تعليمه وارشاده (٩٤٦ـ١٩١٧).
١٠٨. تفسير, ميرزا جواد تهرانى (٩٩٣ـ ١١٩٥).
١٠٩. البضاعة المضجاة, نقوى (٥٧١ ـ ٧٢٤).
١١٠. تاريخ و علوم قرآن, ميرمحمدى (١٢٨١ـ١٣٠٩).
١١١. برهان البيان, رضوى (٧٧٢ـ٨٦٤).
١١٢. پيشگامان كهف (١٢٠٢ـ١٦٤٦).
١١٣. انسان مسؤول و تاريخ ساز (١٠٤٣ـ ١٩٦٥).
١١٤. لغات القرآن, خويى (٧٠١ـ ١٥٠٨).
١١٥. تبيان اللغه, چهاردهى (٨٠٢ ـ ١٥٠٠).
١١٦. البدر الباهر (٢٨٤ـ ٥٤٨).
١١٧. همگام با هجرت يوسف (١١١٨ـ١٦٨٩).
١١٨. ترجمه دراسات فى القرآن (١١٤٣ـ ١٣٦٨).
١١٩. غوامض القرآن (٣٦٤ـ١٥٤٣).
١٢٠. معدن العرفان, درّاق (٢٦٨ـ١٨٥٤).
١٢١. مواهب علّيه (٢٤٩ـ١٣٢٠).
١٢٢. كشف الكشاف (٦٦٨ ـ ٦٩٤).
١٢٣. ترجمه الدر النظيم, سكاكى (٢٥١ـ١٣٢١).
١٢٤. ترجمة الخواص (٢٥٧ـ١٣٢٢).
١٢٥. تفسير آيةالكرسى, سمّاكى (٢٦١ـ٢٧٩).
١٢٦. انوار نبوت (١٩٤٢ـ١١٥٦).
١٢٧. مفتاح كنوز القرآن, دربندى (٦٠٩ ـ١٩٤٩).
١٢٨. قصص, شبّر (٥٤٦ ـ ١٧٠٩).
١٢٩. فتح الرحمن, شاه ولى الله دهلوى (٤٨٤ـ ٦٦٥).
١٣٠. مجمع البحار, مظفرعلى شاه (٥١٧ ـ ١٩٨٧).
١٣١. تفسير سوره ماعون و عصر (٨٨٠ ـ ١٩٣٥).
١٣٢. تقريب الافهام, كنتورى (٥٧٢ ـ ١٨٧٧).
١٣٣. آيات احكام, ارموى (٩٣٨ـ١٨٣٧).
١٣٤. كشف التنزيل, رضوى (١١٧٣ـ١٣١٠).
١٣٥. تفسير, كاشانى (٧٦١ـ٧٦٤).
١٣٦. تفسير, گيلانى (٤٧٥ـ١٤٢٦).
١٣٧. حاشيه مجمع البيان, غازى (٣٠٧ـ١٩٢١).
١٣٨. تفسير, شريف لاهيجى (٣٧٢ـ٦٩٦). با توضيحى كه ذكر خواهد شد.
١٣٩. حاشيه بر تفسير, فخر رازى (٣١٣ـ١٩٩٦).
١٤٠. حاشيه بر بيضاوى, تنكابنى (٣١٤ـ١٩٩٧).
١٤١. ترجمه و تفسير حافظ, فرنان على, به اردو, ٤شماره (١٤٤٤ـ ١٤٤٥ـ ١٤٢٢ـ ١٣٤٩).
١٤٢. تفسير, سيّد محمّدصادق مولانا (١٤٧٢ـ١٤٧٧).
١٤٣. اجوبه, كرمانى (٨١٨ ـ ٨٦٨).
١٤٤. حاشيه بر بيضاوى, گيلانى (٤٧٥ـ ١٩٠٥).
١٤٥. فرهنگ لغات قرآن (١١٧٨ـ١٥٦٢).
١٤٦. روان جاويد (١١٦٥ـ ١٣٨٥). با توضيحى كه خواهد آمد.
١٤٧. تفسير, سنگلجى (٨٧٣ـ ٨٧٤).
١٤٨. حاشيه شيخ بهائى بر كشاف (٣٠٨ـ١٩١٦).
١٤٩. حاشيه شيخ بهائى بر بيضاوى (٣٠٤ـ١٨٩٣).
١٥٠. حاشيه شريعتمدار بر بيضاوى (٥٧٩ـ١٨٩٠).
١٥١. حاشيه خراسانى بر بيضاوى (٥٨٢ ـ ١٨٩٤).
١٥٢. حاشيه قاضى نورالله بر بيضاوى (٢٩٦ـ١٩٠٢).
١٥٣. حاشيه دماوندى بر صافى (٤٧٤ـ١٩١١).
١٥٤. حاشيه حويزى بر بيضاوى (٣٤٩ـ ١٩٠٨).
١٥٥. حاشيه خلخالى بر بيضاوى (٤٢٦ـ١٨٩٦).
١٥٦. حاشيه مختارى بر زبده (٤٦٥ـ ١٨٨٨).
١٥٧. حاشيه كاشانى بر بيضاوى (٢٨٠ـ١٩٠٣).
١٥٨. حاشيه سيالكوتى بر بيضاوى (٣٣٧ـ١٩٠٣).
١٥٩.صفوة التفاسير, شبر (٥٣٠ ـ ٥٤٣).
١٦٠. جوهر الثمين, شبر (٥٣١ ـ ٥٤٤).
١٦١. الوجيز, شبر (٥٣٢ ـ ٥٤٥).
١٦٢. حاشيه تنكابنى بر زبده (٤٤٤ـ ١٨٣٨).
١٦٣. ترجمه و تفسير, تجلّى شيرازى (اردكانى) (٣٦٧ـ ١٤١٨).
١٦٤. حاشيه مدرس شيرازى بر بيضاوى (٦٥٦ ـ ٨٩٨).
١٦٥. ترجمه قرآن, انصارى (١٤٣٨ـ١٤٣٩).
١٦٦. حاشيه شيروانى بر بيضاوى (٣٨٨ـ١٨٩٩). در شماره اخير شيرازى غلط است و صحيح شيروانى است.
١٦٧. غرايب القرآن, نظام (٢٠٥ـ١٥٦٤). در شماره اخير غريب القرآن غلط است.
١٦٨. تفسير سوره يوسف, على بن نجار (٤٧٨ـ ١٤٢٨). در شماره اخير سوره ص غلط و يوسف صحيح است.
١٦٩. تفسير شفايى, كاشانى (٦٢٥ ـ ٦٢٦). سيد حسين شفائى همان سيد حسين كاشانى است.
١٧٠. نور الانوار, رضى الدين موسوى (٤٠٩ـ٥٠٣). با توضيحى كه خواهد آمد.
١٧١. حاشيه وامق بر صافى (٥٣٩ ـ١٩١٣).
١٧٢. حاشيه سلطان بر بيضاوى (٣٣٥ـ١٨٩٧).
١٧٣. حاشيه سيد حسن خلخالى بر بيضاوى (٢٩٨ـ ١٨٩٥).
١٧٤. راهنمايى به سوى حق, فاطمه مالك (٩٦٩ـ١١٣٢).
١٧٥. حاشيه ميرزا ابراهيم همدانى بر كشاف (١٩٢٠ـ٣٠١). در شماره اخير بيضاوى غلط است و كشاف صحيح است.
١٧٦. تفسير شيخ سليمان كاشانى (٨٤٥ ـ١٠٣٦).
١٧٧. حاشيه زبده, جزايرى (٤٢٥ـ١٨٣٩).
١٧٨. تأويلات القرآن, كاشانى (٢٠٧ـ١٩٧٥).
١٧٩. حاشيه مرعشى بر بيضاوى (١٢٠٧ـ١٩٠٧).
١٨٠. جلاء الاذهان (٢٠٢ـ٢٦٧).
١٨١. ترجمه تركى تفسير مواهب (١٣٢٣ـ١٣٢٧).
١٨٢. ترجمه و تفسير, ديلمى لاهيجى (شريف لاهيجى) (١٣٢٩). به شرخى كه خواهد آمد.
١٨٣. ترجمه و تفسير كمبريج (١٣١٥).
١٨٤. تفسير الايات, تنكابنى (٦١٧ ـ ٥٨٩).
١٨٥. تفسير بسمله, تنكابنى (٦١٨ ـ ٥٨٧).
١٨٦. ترجمه قرآن, موزه پارس, ٣ شماره (١٥٧ـ ١٣١٣ـ ١٣٧١).
١٨٧. تفسير سوره انبياء, سيّد احمد هندى, ٣ شماره (٩٩٦ـ ١٨٢٣ـ ٢٠٠٥).
١٨٨. ترجمه و تفسير, فيض الاسلام, ٣ شماره (١١٨٧ـ ١٣٦٣ـ ١٤٦١).
١٨٩. تفسير مجمع الانوار, زنجانى, ٣ شماره (٨١٣ ـ ٩٨٣ـ ١٩٥٦).
١٩٠. آيات احكام, طباطبائى, ٣ شماره (٩٧٨ـ ١١٦١ـ ١٨٦١).
١٩١. كتابشناسى قرآن و علوم قرآنى, ٣ شماره (١١٢٥ـ ١١٤٦ـ ١٥٣٩).
١٩٢. تفسير, سيد صبغةاللّه كشفى, ٣ شماره (١٩٧٨ـ ٥٩٥ ـ ٦٢٧). به شرخى كه خواهد آمد.
١٩٣. ترجمه, سيّد صفدر حسين نقوى (١٤٧٨ـ١٩٩٣).
١٩٤. عرائس المجالس (١٤٥ـ١٦٠٦).
١٩٥. تفسير جوامع الجامع (١٦٨ـ١٤٦٣).
١٩٦. ترجمه و تحقيق غريب القرآن (١١٣٣ـ١٣٩٤).
١٩٧. تحفة العراق, هروى (٦٨٠ ـ١٠٣٤)…
موارد ديگرى نيز هست كه با مراجعه به كتاب معلوم مى گردد.
پنج:
تكرار عناوين تفسيرى و نيز اختلافات فاحشى كه در ذكر تاريخ حيات و وفات مفسران مشاهده گرديد و ٢٣ مورد آن بيان شد, همگى نشان دهنده عدم خبرويت مؤلف در امر كتابشناسى و رجال است. حال به نمونه هايى ديگر مى پردازيم.
١. در سه شماره, ترجمه قرآن كريم به جناب آقاجمال الدين خوانسارى نسبت داده شده كه نسبت فوق عارى از صحت است. (رجوع شود به مقدمه شرح غرر خوانسارى به قلم محدث ارموى)
٢. در شماره ١٩٠٣ از حاشيه شاه طاهر حسينى كاشانى معروف به سيالكوتى م١٠٦٧ نام برده است. شاه طاهر مزبور متوفاى ٩٥٦ است و حكيم سيالكوتى متوفاى ١٠٦٧ عبدالكريم نام دارد.
٣. در شماره ٦٩٦ از تفسير بهاءالدين هندى نام برده است.
چنان كه مرحوم محدث ارموى در مقدمه تفسير شريف لاهيجى متذكر شده است, تفسير بهاءالدين هندى همان تفسير شريف لاهيجى است كه در هند به چاپ رسيده است. (ر.ك: تفسير لاهيجى, ج١, ص١٠)
٤. در شماره ١٣٢٩, از ترجمه قرآن محمّد بن على بن عبدالوهاب علاءالدين قطب الدين اشكورى ديلمى لاهيجى نام برده است.
اسامى و القاب مزبور مربوط به قطب الدين شريف لاهيجى است و ترجمه هم در واقع تفسير فارسى وى است كه قبلاً عنوان شده و به چاپ رسيده است. (ر.ك: تفسير شريف لاهيجى, ج١)
٥. در شماره ١٩٧٨ درّه الصفاى سيد صبغةالله كشفى ياد شده كه نام ديگر بصائرالايمان كشفى است و قبلاً دو مرتبه عنوان شده است. (ر.ك: الذريعه, ج٨, ص١٠٠)
٦. در شماره ٣٨٢, تفسير بزرگ از منشى الممالك در متجاوز از ٣٠ جلد ياد كرده و مؤلف آن را اميركبير سيّد محمّدرضا امامى حسينى صاحب جنات الخلود دانسته است.
در شماره ٤٥٢, تفسير خزائن الانوار را از صاحب جنات الخلود مى داند كه يك جلد آن تأليف شده است.
در واقع سيّد محمّدرضا امامى خاتون آبادى صاحب جنات تنها تفسير خزائن را تأليف كرده است و تفسير منشى الممالك مربوط به مؤلفى ديگر است. (البته اين اشتباه از الذريعه به اين جا منتقل شده است)
٧. در شماره ٢٨٤, مؤلف البدر الباهر و انس المشتغلين را زين العابدين بن محمّدباقر خوانسارى دانسته و در شماره ٥٤٨ هر دو كتاب را از آقا محمّدعلى هزارجريبى مى داند كه مورد دوم صحيح است. (اين اشتباه از ايضاح المكنون به اين جا منتقل شده است)
٨. در شماره ٤٥٩, مولى محمّدصادق اردستانى حكيم معروف ساكن اصفهان (م١١٣٤) را فرزند امير معزّالدين اردستانى مؤلف تفسير هل اتى, ساكن هند (زنده در ١٠٥٨) دانسته كه قطعاً اشتباه است.
٩. در شماره ٤٦٢, البحر المواج را تأليف جناب فاضل هندى دانسته است. اين كتاب منسوب به پدر فاضل هندى است و اصل نسبت نيز صحيح نيست بلكه مؤلف آن يكى از علماى اهل سنت است كه او نيز به فاضل هندى معروف بوده است. (ر.ك: آثار و احوال فاضل هندى از رسول جعفريان, ص١٦)
١٠. در شماره ٧٣٦, تفسير سوره فاتحه و بقره را از شيخ محمّدحسين اصفهانى نام مى برد; حال آن كه تفسير مزبور موسوم به مجدالبيان مى باشد و از تفاسير مشهور است و دوبار نيز به طبع رسيده است.
١١. شماره ٧٩٢, تأويل الايات الباهره فى فضل العترة الطاهره از آقانجفى اصفهانى. كتاب مزبور تأليف سيّد شرف الدين استرآبادى است و مرحوم آقانجفى مترجم آن است. شماره ١٣٤٧ از مترجم با نام محمّدتقى بن محمّدباقر مسجدشاهى نام برده است كه همان آقانجفى معروف است و مؤلف مثل موارد فراوان ديگر متوجه اتحاد دو عنوان نشده است.
١٢. در شماره ١٣١١, ابن عباس را مترجم قرآن به فارسى دانسته كه از عجايب است. وى كتابى با عنوان ترجمان القرآن دارد كه لغات قرآن را توضيح داده است.
١٣. ص٣٩٣, ج٥, علم الهدى را لقب سيد رضى دانسته كه لقب سيد مرتضى مى باشد.
١٤. در ص٣٠٤, ج٣, كتاب الدّر المسلوك را تأليف شيخ حر عاملى دانسته كه تأليف برادر ايشان است.
١٥. در ص٣٦٧, ج٥, دكتر گرجى را مترجم جوامع الجامع دانسته كه مصحح صحيح است.
١٦. از ص٣٠٧ تحت عنوان (٢٠٠ عنوان ترجمه و مترجم شيعه تا عصر حاضر) چنين وانمود شده است كه اين تعداد ترجمه از قرآن موجود است; در حالى كه نيمى از عناوين صرف نظر از تكرارى بودن بخشى از آنها, اصلاً ترجمه قرآن مجيد نمى باشند. بنگريد:
انسان در پويه تاريخ; ترجمه مجيد امينى از كتاب المنتخب من الكتاب والسنة والخطب در ١١٩ص; ترجمه كتاب صوم كنز العرفان; ترجمه دراسات فى القرآن; ترجمه مقدمه مجمع البيان; ترجمه مقدمه و تفسير حمد استاد شلتوت; ترجمه مقدمه تفسير صافى; ترجمه تفسير اصفى (٣شماره تكرارى); ترجمه تفسير برهان تبريزى (٤شماره); ترجمه مفاتيح الغيب ملاصدرا; ترجمه كنز العرفان; ترجمه فى ظلال القرآن; ترجمان القرآن (٤ شماره تكرارى كه مربوط به لغات قرآن است و بايد در بخش غريب القرآن ذكر شود).
جالب است كه ترجمه اى اردو از قرآن كريم از شخصى به نام فرمانعلى, چهار مرتبه در اين قسمت تكرار شده است.
١٧. در بخش تفاسير فقهى از كتب مهمى چون زبدةالبيان, فقه القرآن راوندى, كنز العرفان, معارج السؤل, مفاتيح الاحكام قهپائى نام نبرده است; گرچه قبلاً سه عنوان اول ذكر شده است, اما لازم بود در اين قسمت به آنها اشاره شود.
١٨. در ص٤٣٦ در ضمن حواشى زبدةالبيان اردبيلى حواشى ابن ادريس حلى بر تبيان طوسى را ذكر كرده اند و حواشى و شروح مهم اين كتاب چون تحصيل الاطمينان قزوينى و مفاتيح الاحكام قهپائى و… را از قلم انداخته اند.
١٩. در بخش حواشى بر مجمع البيان تنها بر حاشيه غازى قزوينى و از حواشى تفسير ابوالفتوح به حاشيه الهى قمشه اى اشاره شده است و ذكرى از حواشى عالمانه علامه ميرزا ابوالحسن شعرانى بر دو تفسير مزبور و نيز تفسير منهج الصادقين نيست.
٢٠. از اشتباهات عجيب اين كتاب اين است كه در شماره ١١٠٣, كتاب تحفه الخاقان ميرزا محمّدباقر نواب لاهيجى را به دختر وى نسبت داده و در شماره ٥٣٠, كتب سه گانه تفسيرى سيّد عبدالله شبر را به پدرش (سيّد محمّدرضا)! اين در حالى است كه در شماره هاى ديگر همين كتب به صاحبان اصلى خود منسوب گشته اند.
٢١. در شماره ٨٦٦, محدث قمى را متوفاى ١٤٠٧ دانسته كه سال مزبور سال چاپ كتاب الدر النظيم مرحوم محدث قمى است و ايشان متوفاى ١٣٥٩هـ.ق مى باشند.
٢٢. شماره ١٣٨٥, ترجمه تفسير صافى از ميرزا محمّد ثقفى تهرانى.
تفسير روان جاويد مرحوم ثقفى كه قبلاً ذكر شده در واقع ترجمه گونه اى از تفسير صافى است و تعدد عنوان صحيح نيست.
٢٣. در شماره ٩٤٦ كتاب القرآن تعليمه و ارشاده به علامه مظفر منسوب شده و در شماره ١٩١٧ همان كتاب را به علامه كاشف الغطاء نسبت داده و منبع هر دو نيز جلد ١٧ كتاب الذريعه (كد٣١٦) است.
٢٤. در شماره ٥٣٥, كتب شرح كافيه و هدايه و شرح ديوان اميرالمؤمنين(ع) تأليف ميبدى را كه ناشر شرح نهج البلاغه نواب در آخر كتاب معرفى نموده به نواب لاهيجى نسبت داده است.
٢٥. در ٢ شماره كتاب غرةالمتقين ذكر شده كه صحيح آن عروةالمتقين است.
٢٦. در ص٧٥, ج٤, تأليفات دكتر محمّدباقر محقق را به دكتر مهدى محقق نسبت داده است.
٢٧. در ص٤٦٩, ج٤, تأليفات مرحوم ثقفى تهرانى را به مرحوم آيت اللّه ميلانى نسبت داده است.
٢٨. در ص٤٦٦ و٤٦٧, ج٤, تأليفات مرحوم فريد گلپايگانى را به مرحوم روحانى نجف آبادى نسبت داده است.
شش:
چهار نمونه براى اين قسمت ذكر مى كنيم; كه مشت نمونه خروار است:
١. شماره ١٧٩٦, محسن مخملباف, مقاله قصه نويسى و هدايت پذيرى از قرآن.
٢. شماره ١١١١, بدرى آقاباى. فهرست قرآن هاى خطى كتابخانه سلطنتى را تنظيم نموده است و طبعاً !! با تفاسير نيز سر و كار داشته است.
٣. شماره ١٧١٨ شيرعلى خطاط قصص قرآن كه در سال ١٣١١ تحرير نموده است.
٤. شماره ١٦٢٨ برانق محمّد احمد. كتاب زمزم و ١١ داستان ديگر.
همچنين است اكثر بانوان ذكر شده و نيز كتب و مؤلفانى كه در بخش تفاسير تاريخى ياد شده است.
هفت:
شخصيت هايى چون طبرى, قوشچى, ابونصر بخارى, ثعلبى, عبدالكريم خطيب, مسعود انصارى ميبدى, مرعشلى, محمّد سيد گيلانى و… در عداد مفسران شيعه ذكر شده اند و حال آن كه همگى از اهل سنت اند.
هشت:
در اين مورد نيز به چند نمونه اشاره مى كنيم:
١. در ص١٥٨, ج٥, ٦ صفحه از مقدمه تفسير نوين را نقل مى كند.
٢. ص٢١٩, ج٥, ٤ صفحه از مقدمه كتاب (برداشتى از جامعه و سنن اجتماعى) را آورده است.
٣. ص٢٣٠, ج٥, ٨ صفحه در معرفى مركز علوم قرآنى حوزه نقل نموده است.
٤. ص١٣٦, ج٥, ٤ صفحه تفسير سوره كوثر از بيانات شيخ مرتضى حائرى را نقل كرده است.
٥. ص٤١٧, ج٤, ٩ صفحه از مطالب استاد حكيمى در كتاب مكتب تفكيك را نقل كرده است.
٦. در ص١٧٧, ج٥, ٩ صفحه از مطالب حضرت امام در تفسير را نقل كرده است.
٧. ص٥٣, ج٥ به بعد, ٢٢ صفحه به معرفى همكاران نويسنده تفسير نمونه اختصاص يافته است.
٨. ص٢٨٦, ج٥, ٥ صفحه مصاحبه مجله بينات با آقاى تسخيرى را آورده است.
٩. ص٢٦٤, ج٥, ٣ صفحه از مطالب رساله نوين مرحوم تهرانى را آورده است.
١٠. در ج٤, از ص٣٧٣ تا ٣٨٢, ١٠ صفحه مقدمه علامه شعرانى بر تفصيل آيات را نقل كرده است.
١١. در ج٤, از ص٤٤٠ تا ٤٥٤, ١٥ صفحه مطالب استاد جوادى آملى و معرفت درباره الميزان را نقل كرده است.
نكته ديگر اين كه در دو جلد آخر كتاب, عالمان ترك زبان معاصر هرچند اثر تأليفى كوچكى در زمينه قرآن داشته باشند به تفصيل معرفى شده اند و تصوير آنان نيز زينت بخش كتاب گرديده است; اما درباره ديگران اين گونه عمل نشده است; مگر به ندرت.
همچنين نويسنده از مصاحبه ها و مقالات مجله بينات كمال استفاده را برده و اكثر تحقيقات آن را عيناً نقل كرده; اما زحمت مراجعه به منابع اصيل كتابشناسى و رجال را به خود نداده است. همين طور (كتابنامه بزرگ قرآن كريم) كه همزمان با تأليف دو جلد آخر كتاب انتشار يافته و البته بسيارى از اشتباهات آن كتاب به اين منبع نيز سرايت نموده است.
نه:
رجوع به اصل كتاب ما را از سخن گفتن در اين باره بى نياز مى كند. اما اشاره به يك مورد خالى از لطف نيست. در صفحه ٢٧٢ جلد٥ عنوانى جلب توجه مى كند:
(زندگى در عالم مطبوعات) كه پس از مطالعه معلوم مى شود كه منظور نويسنده وجود شرح حالى از عالم مورد نظر وى در يكى از مجلات است.
ده:
اغلاط چاپى كتاب نيز كم از اغلاط علمى آن نيست; ولى جهت اختصار تنها به چند مورد اكتفا مى شود:
١. ج٥, ص٣٦١: لرزش هاى تجرمه غلط و صحيح آن لغزش هاى ترجمه است.
٢. ص٤١٢, ج٥: زندگانى قرآن حكيم غلط و لقمان حكيم صحيح است.
٣. ص٤٣١, ج٥: بويه الطالب غلط و بغيةالطالب صحيح است.
٤. ص٤٣١, ج٥: كنزير الاحمد غلط و كبريت الاحمر صحيح است.
٥. ص٥٣, ج٤; حدث غلط و حدس صحيح است.
٦. ص٢٦, ج٥; دهگردى غلط و دهكردى صحيح است و ص٤٥٠ مرنى غلط و مرندى صحيح است.
٧. ص٤٣١, ج٥: اساس سلطان المومنين غلط و ايناس صحيح است.
٨. ص٣٢٥, ج٥: ميرجانى غلط و سيرجانى صحيح است. در همان صفحه معروف به العلماء غلط و معروف به لسان العلماء صحيح است.